تبليغاتX
روسپی بی گناه
من برگشتم با دلی شکسته تر از قبل در خانه ای با این نشانی:

http://roospie-bigonah.blogfa.com/

http://roospie-bigonah.blogfa.com/

http://roospie-bigonah.blogfa.com/

http://roospie-bigonah.blogfa.com/

نوشته شده در یکشنبه 30 اردیبهشت1386 توسط روسپی بی گناه | لینک ثابت |

به ثبت رسیدم

در باور های خشکتان

دختری با مو های سیاه

با قدی بلند

با سینه هایی برجسته

...

اما دریغ

و

غافل ازین که من چیزی غیر از این افکار پوچتان بودم.

نوشته شده در جمعه 14 اردیبهشت1386 توسط روسپی بی گناه | لینک ثابت |

شاعر بود...شاعر بزرگی که سال ها کسی شعری از او نمی دید...یک روز-بر حسب تصادف دیدمش...پرسیدم:چرا؟چرا ساکتی؟حیف نیست؟

گفت:من دیگر از معامله ی یک جانبه خسته شده ام...سال ها من در اشعاری که سرودم زندگی کردم...بگذار چند سالی هم مشتی شعر نسروده در من زندگی کنند...

                                                                                                      (کارو)

نوشته شده در جمعه 7 اردیبهشت1386 توسط روسپی بی گناه | لینک ثابت |

وقتی کسی نمی تونه دوستم داشته باشه مجبورم که دوستش داشته باشم.

نمی دونم چرا خودم رو مجبور می کنم؟! شاید دلیلش ترس از تنهایی باشه.

پ.ن:هیچ ربطی به پست قبل نداره.

نوشته شده در یکشنبه 2 اردیبهشت1386 توسط روسپی بی گناه | لینک ثابت |